كسب مقام اول آواي زاگرس با تيتر« آتش مهر در دل آذر شعلهور شد» در جشنواره مطبوعات غرب كشور
طنين آواي « مهر» در دلِ زاگرس

* اسلام انصاريفر
« سيد داود سجادي، از نشريهي آواي زاگرس ايلام در ششمين جشنواره مطبوعات و خبرگزاريهاي غرب كشور، مقام اول بخش تيتر با تيتر« آتش مهر در دل آذر شعلهور شد» را به خود اختصاص داد...»
...
فكر كنم اگر ميرفت جودو، مدال كسب ميكرد، برايش بهتر بود. به قيافهاش هم ميخورَد. آن جا گُل ميانداختند گردنش، از او مصاحبه ميگرفتند جلوي دوربينهاي صدا و سيما. خبر موفقيتش را همان روز، سه بار پخش ميكردند( دو بار به زبان فارسي و يك بار به زبان كُردي!). آن وقت برايش بنر ميزدند روي در و ديوار. خلاصه حسابي تحويلش ميگرفتند. احتمال دعوتش به تيم ملي هم بعيد نبود!.
حالا اين آقاي حكايت ما، رفته در ميدان بزرگ رقابت مطبوعات و خبرگزاريهاي غرب كشور و چون بچهي مهرماهي بوده، آن جا گفتند كه آقا شما چون در تيترتان از كلمهي « مهر» استفاده كرديد، به خاطر تناسبي كه ايجاد كرديد، ميشويد اوّل.
ماجرا از آن جا شروع شد كه ششمين جشنواره مطبوعات غرب كشور با 781 اثر رسيده به دبيرخانه، كار داوري را با بكارگيري هفت داور تحصيلكرده و مجرب آغاز كرد و با انتخاب برگزيدگان در بخشهاي مختلف، اختتاميهي آن در كردستان، شهر سنندج، با حضور محمدزاده؛ معاون امور مطبوعات وزارت ارشاد، مديران كل ارشاد استانها از جمله حاجآقاي گهرسودي؛ مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان ايلام، مسئولين امور مطبوعات استانها و برگزيدگان برگزار شد.
البته قبل از اختتاميه، بايد بگويم كه شخص برگزيدهي ما( از برگزيدههاي ايلامي) به همراه نگارنده، تحت عنوان همراه اول براي اثبات شعار« هيچكس تنها نيست» با خودروي شخصي، در بيست و ششمين ظهر از ارديبهشت، مسير ايلام به كردستان را طي طريق نموده و در هواي خاكاندود ايلام و كرمانشاه كه به يك تراژدي هميشگي تبديل شده، وارد مسير ترافيكي كرمانشاه به كردستان شديم.
اگر چه انبوه خودروها ملالآور بود، اما از بابتي خوشحال بوديم كه گرد و خاك را پشت سر گذاشته و در هواي ديگري تنفس ميكنيم. در حاشيهي جاده، باغهاي توتفرنگي كه از مهمترين و باارزشترين ميوهها و محصولات صادراتي كردستان است، به چشم ميخورد. اگر چه به سختي ميتوانستيم آب دهانمان را قورت دهيم، اما تصميم گرفتيم تا در هنگام مراجعت، لختي درنگ كرده و كاسهاي توتفرنگي تناول كنيم.
به سنندج كه رسيديم با آقاي خودآموز؛ مسئول محترم امور مطبوعات ارشاد ايلام هماهنگي كرديم تا در محل هتل جهانگردي مستقر شويم. در يك نگاه مي شد فهميد كه تبليغات زيادي براي جشنواره نشده است. آقاي حياتنيا؛ از بچههاي خوب خانه مطبوعات استان هم آن جا بود. خلاصه آن شب، استاندار كردستان در محل هتل جهانگردي حضور پيدا كرد و در يك نشست به بحث و گفتگو پيرامون مطبوعات و برگزاري جشنواره با اصحاب قلم و نمايندگان مطبوعات استانهاي غرب كشور پرداخت( جايتان خالي، بستني ميوهاي هم خورديم!)
هم صحبتي با بروبچههاي همدان و لرستان خيلي به دل نشست، به خصوص در كنار عزيزان هماستاني؛ آقاي خودآموز و آقاي حياتنيا كه در مصاحبت با آنان، بسيار فيض برده و از نظرات ارزشمندشان بهرهها گرفتيم.( يك بسته فرهنگي هم از طرف مسئولان برگزاري جشنواره نصيبمان شد كه در آن نانبرنجي كردستان چشمنواز بود!)
بالاخره صبح موعود فرا رسيد. با اتوبوس واحد به طرف محل برگزاري جشنواره كه سالن اجتماعات ارشاد كردستان بود، حركت كرديم. حالِ هوا خوب بود و حال ما هم خوبتر؛ چون ميدانستيم كسب افتخاري در پيش است، آن هم توسط خبرنگاران ايلامي در انبوه برگزيدگان غرب كشور. سالن مملو از برگزيده و برانگيخته و برگزاركننده بود.
محمدزاده؛ معاون امور مطبوعاتي وزارت ارشاد در ميان حضور حاضرين در پشت تريبون حاضر شد و با بيان ضرورت تهذيب رسانه در بُعد حرفهاي و توجه به حريم خصوصي در اصول روزنامهنگاري توسط روزنامهنگاران، به كافي نبودن آموزش در حوزه مطبوعات اشاره كرد و گفت: بايد آموزشهاي جامع براي برطرف شدن نقايص در نظرگرفته شود. او در ادامه با اشاره به اين مطلب كه محتواي مناسب و با كيفيت باعث تمايل بيشتر مخاطب براي مطالعه ميشود، برگزاري جشنواره مطبوعات غرب كشور را اقدامي مناسب در راستاي بالابردن جايگاه نشريات غرب كشور برشمرد.( معاون امور مطبوعاتي وقتي كه فهميد جوايز نفرات اول تا سوم به ترتيب 300 هزار، 200 هزار و 100 هزار تومان است، با نگاهي مثبت و ژرف در جهت ارتقاي سطح فرهنگ مطبوعاتي و دلگرمي بيشتر خبرنگاران، مبالغ جوايز را دو برابر كرد تا در واقع نه سيخ بسوزد، نه كباب!. محمدزاده حتي براي غيربرگزيدهها هم مبلغ 200 هزار تومان در نظر گرفت و از مسئولين خواست تا در اسرع وقت مبالغ اضافه شده را به حسابهايشان واريز كنند. كاش خدا چند تا بيشتر از اين محمدزادهها به مطبوعات هديه ميكرد، آن وقت نانمان توي روغن بود! حداقلش اين است كه هواي برگزيدهها را دارد)
در ادامه چند مسئول ديگر از جمله مديركل ارشاد كردستان و استاندار هم سخناني ايراد فرمودند و در نهايت نوبت به آخر شاهنامه رسيد. مجري، برگزيدهها را اعلام ميكرد و يكييكي ميآمدند و جايزه( يعني همان نصف جايزه) و لوح يادبود جشنواره را مي گرفتند. عكاسها هم بازارشان داغداغ بود. تا اين كه ...
« مقام اول در بخش تيتر، آقاي سيد داود سجادي اسدآبادي از نشريه آواي زاگرس با تيتر« آتش مهر در دل آذر شعلهور شد» و ...»
سيد داود آمد و جايزهاش را از دست محمدزاده؛ معاون امور مطبوعات گرفت و با همه دست داد. حاجي گهرسودي؛ مديركل خودمان هم در بين آقاياني بود كه سر پا ايستاده بودند و جايزه برگزيدهها را تقديمشان ميكردند.
خانم داوري؛ نويسنده و خبرنگار توانا از نشريه پيك ايلام هم در بخش موضوع سال مشتركاً دوم شد و خانم رشنوادي از نشريه كوشك ايلام با اثر « قاب ماه» در بخش گرافيك و طرح اول شد.
جشنواره تمام شد و « نخود نخود، هر كه رَوَد خانهي خود».
جشنواره تمام شد و كار برگزيدههاي ايلامي هم تمام شد؛ آنها بايد ديگر كسب افتخارشان را به فراموشي مي سپردند تا كسب افتخاري ديگر.
البته در برگشت از كردستان به وعدهي خودمان( بر خلاف برخي از مسئولين كه وعده ميدهند و عمل نميكنند) عمل كرديم و در بين راه سري به يكي از فروشندگان توتفرنگي در حاشيهي جادهي كردستان به كرمانشاه زديم.
تا يادم نرفته بگويم كه از پارك آبيدر سنندج هم ديدن كرديم. خوب بود، ولي وقتي به ايلام رسيديم، فهميديم كه هيچ جا زادگاه خودِ آدم نميشود:
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگار وصل خويش
به هر حال مسئولين فرهنگي و اجرايي استان بايد با همت عالي، دستِ نويسندگان و هنرمندان اين مرز و بوم مقاوم را بگيرند و از افتخارآفرينيشان در كنگرهها و جشنوارههاي كشوري، ولو با اهداي يك لوح، تقدير به عمل آورند. به خدا راه دوري نميرود، آنها دلشان شاد ميشود و كارشان را با اميد و آيندهنگري بهتر و با توان بيشتر ادامه ميدهند.
كار هنر كمتر از ورزش نيست، از ورزشكاران مدالآور تقدير و تمجيد به عمل ميآيد كه در جاي خود بسيار عالي و در شأن عزيزان ورزشكار است، اما پاي هنر و رسانه كه به ميان ميآيد، كسي پا پيش نميگذارد.
بياييد زنگار مهجوريت را از آينهي باصفاي هنر اين مرز و بوم زاگرسنشين بزداييد.
ما را در سایت خبرنگار و نويسنده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: سيد داود سجادي اسدآبادي
بازدید: 435